سال به سال / هر سال / يك سين ساده / از سفره هفت
سين ما كم مي شود/ ،
چرا...؟ / پريا مي پرسد،پريا دختر يكي از كارگران
همين خط واحد است.
سال به سال / هر سال/ هزار مشق دشوار/ بر شب تكليف
و ترانه ما تحميل مي شود،
چرا...؟ / چرا نمي گذارند / كسي در امتحان دشوار سر پناه .و سايه / قبول شود؟
پريا مي پرسد،
پريا دختر يكي از كارگران نيشكر تلخاب است .
سال به سال / هرسال
...
( بگذار سخن بگويم !) / واژه ها بي وثيقه آزاد نمي
شوند،/ اين كيفر خواست تباني با ترانه زندگي ست؟
پريا نمي پرسد / من مي گويم / پدر من هم /يكي از
كارگران خسته همين جها ن بود.
سال به سال/ هر سال / صحبت از نفت و چراغ و سپيده
دم است / صحبت از سفره گشودن صبح است /
صحبت از علاقه عجيبي / به اسم عدالت است ،
اما پرده ها تاريك / پدرها خسته / سفره ها خالي !
سال به سال / هر سال
...
( بگذار سخن بگويم !) / بگذار هر چه مي خواهد
ببارد/ ببارد از سنگ ، از سياهي ،از سكوت ، / ما نوميد نمي شويم / ما همچنان
سفره بي
سين خانواده خود را/ با الفباي تمام عيار
عشق مي آراييم ،
اين را من نمي گويم
مادران ما مي گويند!
شعر از سيد علي صالحي با عنوان " آقاي رئيس جمهور...!"